1-چهار کس را داد مردی یک درم آن یکی گفت: این به انگوری دهم
شخصی به چهار نفر یک درم پول داد. یکی از آن ها که فارسی زبان بود گفت: با این پول مقداری انگور میخرم .
2-آن یکی دیگر عرب بد گفت: لا من عِنَب خواهم نه انگور ای دغا
دومی که عرب زبان بود گفت: نه، من انگور نمی خواهم بلکه عنب می خواهم ای فریبکار ( عِنَب = انگور)
3-آن یکی ترکی بد و گفت: این بَنُم من نمی خواهم عنب خواهم اُزُم
آن دیگری ترک زبان بود گفت: این پول مال من است؛ بنابرین من عنب نمی خواهم بلکه من اُزُم می خواهم (اُزُم: انگور)
4- آن یکی رومی بگفت: این قیل را ترک کن خواهیم استافیل را
چهارمی که رومی بود گفت: این حرفها را بگذارید کنار، من استافیل میخواهم.(استافیل: به یونانی انگور)
5- درتنازع آن نفر جنگی شدند که ز سرِّ نام ها غافل بدند
آن گروه به ستیزه و نزاع برخاستند، زیرا از اسرار و معانی آن نام ها بی خبر بودند.( نفر: گروه ، جماعت )
6- مشت بر هم می زدند از ابلهی پر بدند از جهل وز دانش تهی
آن جماعت از روی حماقت دست به یقه شدند و به یکدیگر مشت می زدند. پر از نادانی بودند و خالی از دانایی.
7- صاحب سری عزیز صد زبان گر بدی آن جا بدادی صلح شان
اگر انسان آگاه به اسرار و دانای زبان های مختلف آنجا بود، آنان را آشتی می داد.( صاحب سر: همان عارف بالله است که می تواند حقیقت واحدی را که در ورای الفاظ و کلمات گوناگون نهان است، دریابد .
8- پس بگفتی او که من زین یک درم آرزوی جمله تان را می دهم
آن صاحب سر به آنان می گفت: من با همین یک درم خواسته همه شما را برآورده می سازم.
9- چونکه بسپارید دل را بی دغل این درمتان می کند چندین عمل
اگر بدون نیرنگ و ناخالصی، دل خود را به من بسپارید، این یک درمی که دارید چند کار انجام می دهد.
10- یک درمتان می شود چار المراد چار دشمن می شود یک ز اتحاد
این یک درم، چهار درم می شود و چهار خواسته را برآورده می سازد و چهار نفری که با هم دشمنی میکنند، یار و متحد می شوند.
11-گفتِ هر یکتان دهد جنگ و فراق گفت من آرد شما را اتفاق
سخن هر یک از شما چهار نفر مایۀ جنگ وستیزه است در حالی که سخن من ، مایه یگانگی شما می شود .
12 – پس شما خاموش باشید اَنصِتوا تا زبان تان من شوم در گفت و گو
بنابراین بهتر است شما ساکت و خاموش باشید تا من زبان شما شوم و به وسیلۀ من با هم گفت و گو کنید. (انصتوا = خاموش باشید. اشاره به آیه 204 سوره اعراف)
13- گر سخن تان در توافق موثقه است در اثر مایه نزاع و تفرقه است
اگر حرف شما به ظاهر مایه آشتی و اتحاد هست، ولی چون بهره ای از حقیقت ندارد موجب ستیز و پراکندگی می گردد.(موثقه: مورد اطمینان و وثوق)