باران

ادبی فرهنگی

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • ایمیل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توضیحات حکایت مثنوی

توسط نعمت الله پناهی | دوشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۱۶ | 18:59

1-چهار کس را داد مردی یک درم                             آن یکی گفت: این به انگوری دهم

شخصی به چهار نفر یک درم پول داد. یکی از آن ها که فارسی زبان بود گفت: با این پول مقداری انگور می‌خرم .

2-آن یکی دیگر عرب بد گفت: لا                                   من عِنَب خواهم نه انگور ای دغا

دومی که عرب زبان بود گفت: نه، من انگور نمی خواهم بلکه عنب می خواهم ای فریبکار ( عِنَب = انگور)

3-آن یکی ترکی بد و گفت: این بَنُم                        من نمی خواهم عنب خواهم اُزُم

آن دیگری ترک زبان بود گفت: این پول مال من است؛ بنابرین من عنب نمی خواهم بلکه من اُزُم می خواهم (اُزُم: انگور)

4- آن یکی رومی بگفت: این قیل را                           ترک کن خواهیم استافیل را

چهارمی که رومی بود  گفت: این حرف‌ها را بگذارید کنار، من استافیل می‌خواهم.(استافیل: به یونانی انگور)

5- درتنازع آن نفر جنگی شدند                                  که ز سرِّ نام ها غافل بدند

آن گروه به ستیزه و نزاع برخاستند، زیرا از اسرار و معانی آن نام ها بی خبر بودند.( نفر: گروه ، جماعت )

6- مشت بر هم می زدند از ابلهی                                 پر بدند از جهل وز دانش تهی

آن جماعت از روی حماقت دست به یقه شدند و به یکدیگر مشت می زدند. پر از نادانی بودند و خالی از دانایی.

7- صاحب سری عزیز صد زبان                                  گر بدی آن جا بدادی صلح شان

اگر انسان آگاه به اسرار و دانای زبان های مختلف آن‌جا بود، آنان را آشتی می داد.( صاحب سر: همان عارف بالله  است که می تواند حقیقت واحدی را که در ورای الفاظ و کلمات گوناگون نهان است، دریابد . 

8- پس بگفتی او که من زین یک درم                         آرزوی جمله تان را می دهم

آن صاحب سر به آنان می گفت: من با همین یک درم خواسته همه شما را برآورده می سازم.

9- چونکه بسپارید دل را بی دغل                         این درمتان می کند چندین عمل

اگر بدون نیرنگ و ناخالصی، دل خود را به من بسپارید، این یک درمی که دارید چند کار انجام می دهد.

10- یک درمتان می شود چار المراد                  چار دشمن می شود یک ز اتحاد

این یک درم، چهار درم می شود و چهار خواسته را برآورده می سازد و چهار نفری که با هم دشمنی می‌کنند، یار و متحد  می شوند. 

11-گفتِ هر یک‌تان دهد جنگ و فراق             گفت من آرد شما را اتفاق

سخن هر یک از شما چهار نفر مایۀ جنگ وستیزه است در حالی که سخن من ، مایه یگانگی شما می شود .

12 – پس شما خاموش باشید اَنصِتوا                تا زبان تان من شوم در گفت و گو

بنابراین بهتر است شما ساکت و خاموش باشید تا من زبان شما شوم و به وسیلۀ من با هم گفت و گو کنید. (انصتوا = خاموش باشید. اشاره به آیه 204 سوره اعراف)

13- گر سخن تان در توافق موثقه است                   در اثر مایه نزاع و تفرقه است

اگر حرف شما به ظاهر مایه آشتی و اتحاد هست، ولی چون بهره ای از حقیقت ندارد موجب ستیز و پراکندگی می گردد.(موثقه: مورد اطمینان و وثوق)

پیوندها
  • نگاتیوهای سپید
  • یادداشت هایی برای دیروز
  • دایره مینا
  • ناشکیبا
پیوندهای روزانه
  • نیلوفر
  • وبلاگ دکتر محمود فتوحی
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای باران محفوظ است .