توسط نعمت الله پناهی
| شنبه ۱۳۹۸/۰۹/۰۹ | 13:9
“اول از همه پیشانی فرزند نُهسالهام امیرعلی را میبوسم که با به دنیا آمدنش به همراه بیماری سندروم باردت بیدل، من را از خواب جزمگرایی بیدار کرد. در تب و تاب مادرانه پشت در اتاقهای عمل جراحی، در سالنهای انتظار توانبخشی ذهنی و کاردرمانی بدنی و گفتاردرمانی، در سوگواری برای سرنوشت محتوم کمبینایی و نابینایی و عمر کوتاهی که به دلیل نارسایی کلیه خواهد داشت، همواره برای رسیدن به پاسخی دست و پا زدم، پاسخی که بتواند یک مادر را برای تحمل این رنج گزاف قانع کند و تسلّی دهد. این تقلّا همچنان ادامه دارد و این اثر که آن را از بین دهها کتاب برگزیدهام، ترجمه کردهام و تقدیم میکنم بخشی از خواندهها و آموختههایم در این راه است.” (نعیمه پور محمدی،درباره شرّ، ج۱، ص ۱۱۸).
